از خواب بیدار شدیم . ساعت 7 و 45 دقیقست ! خیلی خوابیدیم !! ساعت خواب فرشته کوچولوم یه کم تغییر کرده . آخه شبا خیلی دیر میخوابه و اینه که صبا یه کم بیشتر میخوابه . مرد خستمون از راه میرسه . آخه شب کاریم . بعد از بازی بوسه و بغل بابایی خسته رو میفرستیم بخوابه و خودمون صبحمونو شروع میکنیم . مامان مشغول صبحانه دادن به فرشته کوچولوم میشنو من مشغول کارای روزمره میشم . اینقدر دور خودم میچرخم که نمیفهمم کی ظهر شده . ناهار درست میکنم . ظرفای دیشبو میشورم . گازو تمیز میکنم . کف آشپزخونه رو جارو میزنم . ماشین لباسشویی رو روشن میکنم تا لباسای فرشته ک
برچسب:
نویسنده: الینا امینی
تاريخ: چهارشنبه
21 مهر
1395 ساعت: 15:30